غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
435
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر سلطنت سلطان الدوله ابو شجاع بن بهاء الدوله سلطان الدوله پس از فوت پدر در ارجان باستصواب اكابر و اعيان تاج سلطنت بر سر نهاد و از جملهء برادران خود جلال الدوله را ببصره فرستاد و كرمانرا بابو الفوارس داد و چون ابو الفوارس در كرمان مكنتى پيدا كرد روى بمخالفت سلطان الدوله آورد و بولايت فارس رفته بر شيراز مستولى شد و سلطان الدوله برين حادثه مطلع گشته بمحاربهء برادر توجه نمود و ابو الفوارس شكست يافته بكرمان شتافت و از آنجا بجانب خراسان گريخته بسلطان محمود غزنوى پيوست و يمين الدوله مقدم او را گرامى داشته در مجلسى كه بسيارى از شاهزادگان حاضر بود ابو الفوارس را بر دار ابن قابوس بن وشمگير مقدم نشاند و اين معنى بر خاطر دارا گران آمده هم در آن مجلس بعرض سلطان محمود رسانيد كه پدران ابو الفوارس در خدمت آباء ما ميبودهاند و مرادش ازينسخن آن بود كه عماد الدوله و برادرانش در اول حال نوكرى عم قابوس مرداويج بن زيار مينمودند سلطان محمود جوابداد كه ابو الفوارس بر تو رتبهء تقدم دارد زيرا كه پدران او ملك را بضرب شمشير تسخير كردهاند و بعد از آن يمين الدوله ابو سعيد طائى را با فوجى از سپاه مظفرلوا مصحوب ابو الفوارس بجانب فارس فرستاد و ايشان نخست بكرمان شتافته آن مملكت را به تصرف درآورده مضبوط ساختند و چون سلطان الدوله در بغداد بود بر شيراز نيز استيلا يافتند در آن اثنا ابو سعيد نيز از ابو الفوارس رنجيده متوجه ملازمت سلطان محمود گشت و سلطان الدوله از مراجعت او خبر يافته از بغداد بجانب شيراز روان شد و ابو الفوارس فارس را گذاشته بكرمان رفت و سلطان الدوله لشكر فراوان متوجه كرمان گردانيد و ابو الفوارس بهمدان شتافت و از آنجا ببطايح گريخته در سلك اصحاب مهذب الدوله انتظام يافت بعد از آن رسل و رسايل آغاز آمدوشد نمود و بهرگونه وسايل ميان سلطان الدوله و ابو الفوارس قواعد مصالحه تأكيد پذيرفت برينموجب كه كرمان بدستور سابق بابو الفوارس متعلق باشد و ديگر با سلطان الدوله مخالفت نكنند و در سنهء احدى عشر و اربعمائه مشرف الدولة بن بهاء الدوله با سلطان الدوله در مقام خلاف آمده اكثر لشكر بجانب او ميل كردند و بين الجانبين در حدود واسط آتش قتال اشتعال يافته عاقبة الامر مهم بمصالحه انجاميد برينموجب كه مشرف الدوله بنيابت برادر در عراق عرب امارت نمايد و سلطان الدوله در اهواز و فارس اقامت فرمايد و هيچيك از برادران ابن سهلان را كه خميرمايهء فتنه و فساد بود وزير نسازند آنگاه سلطان الدوله به طرف اهواز در اهتزاز آمد چون بتستر رسيد بخلاف مقرر امر وزارت را بابن سهلان تفويض نمود و لشكرى به او داده بدفع مشرف الدوله فرستاد و چندگاه ديگر ميان برادران غبار نزاع در هيجان بوده آخر الامر بدستور پيشتر صلح اتفاق افتاد و در سنهء خمس عشر و اربعمائه سلطان الدوله در شيراز بجوار مغفرت پادشاه بىانباز انتقال نمود مدت سلطنتش دوازده سال و كسرى بود و وزارت سلطان الدوله در اكثر اوقات تعلق بوزير پدرش فخر الملك ابو غالب محمد بن